مثنوی

مثنوي <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

عشاق نامه يا دهنامه مثنوي را عراقي در 1064 بيت سروده است و با اين ابيات آغاز و پايان مي پذيرد :

هر كه جان دارد و روان دارد

واجبست آنكه درد جان دارد

حمد بي حد كردگار احد

صمد لم يلد ولم يولد

آنكه ذاتش بريست از آهو

الذي لا اله الا هو

مالك الملك قادر بي عيب

صانع عالم شهادت و غيب

ربنا جل و قدره و علا

آنكه از بدو فطرت اولي

خلق در دست قدرت او بود

قدرتش دستبرد صنع نمود

××××××××××××××××××

از تو مهرم چو در نهاد بود

من كيم ؟ تا مرا مراد بود ؟

جز مرادت مرا مرادي نيست

غير از اين خاطري و يادي نيست

تا كه خاك درت پناه منست

آستان تو سجده گاه منست

زين سخنها خلاصه داني چيست ؟

آنكه : دور از تو من ندانم زيست

گرچه داري چو من هزارهزار

ختم گشت اين سخن برين گفتار

سيزلرساغ اولون

/ 0 نظر / 8 بازدید