حکايت دوم

دوست عزيزی برايم نوشته است که سعی کنم به زبان امروز بنويسم .

ضمن تشکر و سپاس از ايشان ناگزيرم بگويم که در نوشتن مطالب از منبع مشخصی بنام کتاب کليات عراقی تاليف مرحوم سعيد نفيسی استفاده کردم و سعی کردم امانت را رعايت کنم .

حكايت دوم :<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

گويند كه چون عراقي از تربيت دايه و زحمت گهواره فارغ شد و سن او به پنج سال رسيد ، او را به مكتب نشاندند . در مدت نه ماه مجموع كلام الله مجيد را حفظ كرد ، روزها در مكتب بود و شبها كه به خانه مي آمد ، درس هايش را با آواز حزين ميخواند و هركس كه آواز و نغمة او را مي شنيد بي طاقت مي شد .

كودكاني كه با او همدرس و همكلاس بودند ، عاشق خلق و خوي زيباي او شده بودند و محبت ميان آنان بگونه اي شده بود كه يكدم دور از يكديگر نمي ماندند و به محض بيرون آمدن از مدرسه و رهايي از بند درس و معلم ، بصورت دسته جمعي بدنبال عراقي روان مي شدند و تمام روز را با او ببازي و گردش مي گذرانيدند .

شما سالم باشيد و سلامت

/ 0 نظر / 7 بازدید