حکايت سوم

حكايت سوم :<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

گويند در سن هشت سالگي در همدان مشهور شد و هر روز بعد از نماز عصر به خواندن قرآن در مسجد مي پرداخت و مردم زيادي براي شنيدن آواز قرائت او گرد مي آمدند و استماع ميكردند .

يكروز وقتي مشغول خواندن قرآن با صداي بلند بود ، عده اي از يهوديان كه در حال عبور از مقابل مسجد بودند ، صدايش را شنيدند كه آياتي از سورة “ طه “ را ميخواند و به اين آيه رسيد كه :

“ اين چنين پاداش ميدهيم كسي را كه اسراف كرد و به نشانه هاي پروردگارش ايمان نياورد و هر آينه عذاب آخرت سخت تر و پاينده تر است “  .

سه نفر از يهوديان ايستاده و به آواز او گوش دادند و سپس به مسجد داخل شدند و به پاي عراقي افتاده و با دست او به اسلام در آمدند .

تمام مردم شهر از اين واقعه شاد شدند و گرد آمده و آن تازه مسلمانان را با احترام در شهر گردانده و هداياي زيادي به آنان نثار كردند ، ولي آنان هيچ چيز قبول نكردند .

وقتي آن تازه مسلمانان به خانه هاي خود رفتند ، دين اسلام را بر اهل خانواده و بستگان خود عرضه كردند و پنج تن از بستگانشان نيز مسلمان شدند .

 گويند كه چون سن او به هفده رسيد ، بر جملة علوم از معقول و منقول مطلع شده بود و چنان شد كه در مدرسة شهرستان در همدان به افادت ديگران مشغول شد و شاگرداني را به خدمت پذيرفت .

سيز ساغ اولون

/ 0 نظر / 6 بازدید