حکايت پنجم

حكايت پنجم :<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

گويند پس از زيارت مكه راهي روم شده و در قونيه به محضر درس شيخ صدرالدين قونوي رسيد و طرف توجه و محبت او قرار گرفت و پس از شنيدن درس “ فصوص“  و “ فتوحات مكي“  هر روزه لمعات را مي نوشت تا آنكه تمام شد و آنرا به حضور شيخ صدرالدين برد و باو تقديم كرد ، شيخ آنرا خواند و پس از اتمام ، بوسيده بر ديده نهاد و گفت : فخرالدين عراقي سر سخن مردان را آشكار كرد و لمعات به حقيقت لب كلام فصوص است .

سيزلر ساغ اولون 

/ 0 نظر / 4 بازدید